کتاب، حرف میزند

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فیلم» ثبت شده است

مرز بین خیال و واقعیت. مرز بین دو نفر عاشق. پدری که دخترش بود. چند وقت پیش فیلمی رو دیدم که انگار ساخته شده بود تا فقط دی کاپریو هنر بازیش رو نشون بده (فیلم بازگشته) و این فیلم هم انگار ساخته شده بود تا نگار جواهریان بازی کنه. اما فارغ از اون شیوه های متفاوت و جذاب روایت حتی با یک داستان تکراری هم برای من جذابن.

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۶ ، ۰۸:۲۱
___ سلوچ

فکر که میکنم چقدر فیلم سینمایی عاشقانه دیده ام. هر کدام به نوعی در تلاشند تا بیانگر عشقی باشند که خارج از چارچوب نمایش است. حتی بیرون از گفتار و شنیدار و هر فعلی که غیر از احساس باشد. عشق را تا کنون چه کسی دیده است؟

فیلم روایت یک روز از سال از جوانی یک دختر و پسر عاشق است. 15 جولای هر سال و اتفاقاتش. اگرچه یک روز سال است اما نمادی از تمامی روزهاست. فیلم پر است از آغوش و بوسه و خنده های مسری به تماشاگر. اگرچه دراماتیک است و تلخ هم میشود قسمتهایی اما پیشنهاد می شود با حال خوب و دست در دست یار ببینید :))

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۶ ، ۱۵:۴۳
___ سلوچ
گاهی یک چیز کوچک، برای فقط چند لحظه کوتاه، بی آنکه بفهمی و بدانی یک جای دلت را اشغال می کند. حتی اگر کلی اتفاق دیگر بیفتد آن جا اختصاصی برای آن چیز کوچک استفاده شده است. ما آدمهای تنها و ضعیفی هستیم. اما فقط به این امید زنده ایم که یک آدم ضعیف و تنهای دیگر پیدا کنیم که دو آدم ضعیف بشویم که دیگر دو آدم تنها نیستند.
خلاصه فیلم در یک جمله شعارگونه این است: بعضی حمافتها لذت بخش تر از آنی هستند که آنجامشان نداد. بارها و بارها...
۹ نظر موافقین ۶ مخالفین ۱ ۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۴
___ سلوچ
از خودم می پرسم آیا می شود سینمای آمریکا را بدون جلوه های ویژه تصور کرد؟ اگر این توانایی عظیم را از آن ها بگیریم، تا چه حد فیلم هایشان مفهومی و داستان محور می شوند؟ از آن دست فیلم بین هایی هستم که داستان را به بازی به کارگردانی به موسیقی فیلم به همه چی ترجیح می دهم. این فیلم باز هم درمورد فضا و دو انسانی که آنجا تنها شده اند و فقط همدیگر را دارند. فیلم بیشتر از آنکه البته فضایی باشد، دراماتیک است و عاشقانه. و مثل خیلی از فیلم های درام دیگر مثل آب خوردن اشک من یکی را در آورد. اینکه هالیوود چنین صنعت بزرگی است و به مملکت و مردمش خدمت بسیار زیاد می کند، جای تحسین دارد اما میزان فیلم های مفهومی هالیوود روز به روز کمتر می شود و این سیر نزولی تفکر را حتی در چنین کشور پیشرفته ای نشان می دهد.
۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۹
___ سلوچ

خب تمام صحنه ها و دیالوگ ها را کامل یادم بود. محل فیلمبرداری و صحنه هاو بازی های فیلم هم درخشان بودند. کلی خوشمان آمد. هم از متن نمایشنامه هم کل فیلم. فیلم های عرفانی اصولا آرامش خاصی دارند که به نظرم انسان امروز شدیدا به آن نیازمند است

لینک فیلمنامه

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۰۷ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۴۱
___ سلوچ

به نظرم فیلم در عین حال که مخاطبان عام را با بازیگران محبوبشان راضی نگه میدارد مخاطبان هنری فیلم را هم که از کیارستمی انتظار چیزی شعرگونه در فیلم دارند برآورده میکند.

این وسط فقط می ماند آنها که خودشان را در چارچوب مسخره قاعده و قوانین فیلم سازی محصور کرده اند. کیارستمی نه تنها در این فیلم که در فیلمهای دیگرش هم سبک خاص و دوست داشتنی خودش را پیاده می کند.

همه عاشقان عباس کیارستمی رو دعوت میکنم این بخش از مجله داستان همشهری رو بخونن.


از بین تمام صحنه ها و آدم ها، این صحنه که ژولیت بنوش اشک میریزه برام خاص و قشنگ بود...
۱۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۶ ، ۰۸:۵۶
___ سلوچ

در اکثر فیلمهای جنگ ما چهره کثیف نازی ها را می بینیم. اما در این فیلم ضدجنگ ضعف نظامی و داخلی ارتش فرانسه نشان داده میشود. مهمترین نکته فیلم اما، روابط پست انسانی و محکوم کردن سرباز های بیگانه به اعدام، که نشان دهنده دیدگاه استنلی کوبریک در مرز رفتار انسانی و غیر انسانی است. اکران این فیلم در فرانسه به خاطر نمایش تصویری خشن از ارتش فرانسه ممنوع شد. بدون شک این فیلم در لیست فیلم هایی از تاریخ است که برای حس میهن دوستی کشور، ارزشی قائل نیست و نفس جنگ را پلید و زشت میداند. در سکانس پایانی دختری آلمانی گریان آوازی سر میدهد که همراهی و اشک سربازان فرانسوی را به دنبال دارد و این نشان از امید کوبریک و شاید دنیا، به صلح واقعی ملت ها در آینده است.



دیالوگی از فیلم:

من باورم نمیشه که در روح انسان، دوستی و ترحم نسبت به یکدیگر از بین رفته باشد. با عفو این مردان نشون بدید که این حس هنوز زنده است...


۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۶ ، ۰۹:۰۹
___ سلوچ