کتاب، حرف میزند

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ترجمه» ثبت شده است

حالا من که کتاب و فقط واسه عنوانش خریدم ولی بوبن همون مسیح در شقایق رو که نوشت باید خداحافظی میکرد

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۳۰
___ سلوچ
آخرین یادداشت های روزانه از آخرین ماه ها و روزهای زندگی ارنستو چه گوارا. سرگرد آزاد اندیش و دلیری که رهبری یک گروه کوچک چریکی را به عهده دارد. با خواندن این کتاب در یک سال آخر زندگی چه گوارا کنار او خواهیم بود. شیوه نگارش اگرچه هیچکدام از مولفه های ظاهری داستان و رمان را ندارد و نویسنده هم تلاشی به پر و بال دادن به نوشته ها نمیکند اما دست به قلم بودن مدام و دقت در نوشتن مهمترین وقایع روزانه در کوتاه ترین جملات ممکن، کتاب را خواندنی تر از هزاران رمان جنگی در خانه نوشته شده میکند. محیط زیستی که ماجرا درون آن رخ می دهد پر از حیات است اما فعالان اصلی این ماجرا سهمی زیادی از این حیات نخواهند داشت...


قسمتهایی از کتاب:

این نوع مبارزه به ما فرصت می دهد که از خود مردانی انقلابی بسازیم و این عالی ترین مرحله انسانی است...

-

تا آن زمان که خروش نبرد ما به گوش شنوایی رسد و دست دیگری برای بر گرفتن اسلحه ما دراز شود و جنگاوران دیگری پیش آیند و سرود سوگ ما را با تق تق مسلسلها و خروشهای تازه نبرد و ظفر درآمیزند، هرجا که مرگ غافلگیرمان کند، گو خوش آمد.
۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۶:۲۸
___ سلوچ

دنیای قشنگ نو، داستان آینده زندگی انسان است. کارخانجات تولید انسان در طبقات مختلف. در این آرمانشهر منفی نگر، انسان ها بدون هنر، ادبیات و فلسفه زندگی میکنند. در این بین برنارد مارکس(که برگرفته از کارل مارکس، اندیشمند مشهور آلمانی است) خود را از جامعه جدا می بیند و ...

در کل، کتاب جالبی بود به خصوص اواخر کتاب که به اندازه صفحات اول، دچار غافلگیری میشویم. خدای انسان های این داستان که حضرت فورد خطاب میشود همان هنری فورد موسس کارخانه اتومبیل سازی فورد است.

بخشی از کتاب: چاره کارت یک گرم سوما است. تمام فواید مسیحیت و الکل را داشت، بدون هیچ یک از معایب آنها. خلسه آور مطبوع...

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۳۱
___ سلوچ