کتاب، حرف میزند

۱ مطلب با موضوع «کتاب :: کتاب صوتی» ثبت شده است

اولین بار بود که کتاب صوتی گوش میدادم. صدای نرم و گرم مسیحا برزگر با زمینه مناجات های زیبای خواجه عبدالله انصاری در کنار موسیقی متن آرامبخش، همگی تجربه چندین ساعت دلنشین را رقم زد. دوست داشتم کار را بسیار. بیش از این شرح نمیدهم و دعوت میکنم گفته خود مسیحا برزگر را درباره این اثر بخوانید:


در کودکی، شامگاهان، هنگامی که مادر چراغ گردسوز را روشن می‌کرد و ما شش بچه‌ خانواده به گرد چراغ حلقه می‌زدیم تا مشق‌های خود را بنویسیم، سر‌و‌کله شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک نیز پیدا می‌شد. گویی آنها نیز به این مدرسه‌ شعله و گرمی و روشنی می‌آمدند تا به شیوه‌ خود درسی بیاموزند.

شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک، درس خویش را می‌آموختند و در ضمن، به من نیز درس می‌دادند و می‌رفتند و در میان شعله‌های چراغ می‌نشستند و شعله می‌کشیدند. هنگامی که آنها خود را به قلب شعله می‌زدند، فروغ چراغ فزونی می‌گرفت و ما متن کتاب‌های درسی‌مان را بهتر می‌خواندیم.

شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک، عاشق روشنی شعله‌ها بودند. آنها چنان عمل می‌کردند که گویی فقط برای همین یک لحظه به دنیا آمده‌اند، لحظه‌ انداختن خود به دل شعله‌ آتش و شعله‌ور شدن!

شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک، عاشق شعله‌ی چراغ بودند و من عاشقِ عشقِ آنها. من از آنها درس عاشقی و جنون را یاد می‌گرفتم. آنها به من آموختند که عشق، لحظه‌ای بیش نیست؛ لحظه‌ای که جاودانگی‌ست، زیرا این لحظه، نقطه‌ای در ساحتِ افقی زمان نیست، بلکه سیری‌ست در ساحت عمودی هستی. آری، عشق، لحظه‌ای بیش نیست؛ لحظه‌ای که رقص تو محو می‌شود و رقص شعله‌ها به چشم می‌آید، لحظه‌ای که تو نیستی و معشوق هست. در آن لحظه، دیگر معشوق نیز نیست و فقط عشق هست و بس.

عشق، لحظه‌ی‌ تماسِ قطره و دریاست. عشق، لحظه‌ی تماسِ آتش و بالِ پروانه‌ست. عشق، فرو ریختنِ کرانه‌های موهوم در بی‌کرانگیِ هستی‌ست. عشق، بی‌کرانگی‌ست.

گفتم: «خوب است حس و حالِ آن شب‌پره‌ها و پروانه‌های کوچک را قلمی کنم.» بنابراین، بهترین رنگ‌ها را انتخاب کردم؛ رنگِ بی‌رنگیِ نیایش را. سوزِ خواجه‌ هرات مرا به یاد سوزشِ بال شب‌پره‌ها و پروانه‌ها می‌انداخت. هر دو را تلفیق کردم و آتش و بال پروانه به وجود آمد. اینک، این شما و این رقص عاشقانه‌ شعله‌ها!



۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۱۲
___ سلوچ