کتاب، حرف میزند

۱ مطلب با موضوع «کتاب :: فلسفه» ثبت شده است

فکر کنم قشنگ ترین کتابی بود که نیمه کاره رها کردم. یک وقتی چشمم را لابلای کتابها به خود جذب کردم و آنقدر خواندم که یک مشتری آمد و آن را برد. دیگر موجودی از این کتاب نداشتیم و مرکز پخش کتابمان هم نداشت. تا صفحه 100 همینقدر خواندم. کتاب از نکات روانشناسی و گاه فلسفی رابطه ها میگفت در خلال بیان یک تجربه شخصی و درواقع یک داستان. شاید خیلی ساده به نظر میرسید اما تمام خط به خط کتاب را با پوست و استخوانم تجربه کرده بودم و حس همدلی عجیبی با آلن دوباتن داشتم.


از متن کتاب:
وقتی به کسی از موضع عشق یک طرفه نگاه می کنیم و به لذتی می اندیشیم که از بودن با او در بهشت برین به ما دست می دهد، ناخودآگاه نکته ای اساسی را فراموش می کنیم. این که اگر او هم ما را دوست بدارد، علاقه ما به چه سرعتی رنگ خواهد باحت. ما عاشق می شویم چون نیازمندیم با توسل به فردی آرمانی از دست خود فاسدمان برهیم. خب اکر این فرد روزی برگشت و متقابلا عاشق ما شد چه؟ فقط می توانیم شگفت زده بشویم. آخر این موجود الهی که ما در تصور داشتیم، چگونه می تواند اینقدر بدسلیقه باشد که از کسی مانند ما خوشش بیاید؟ اگر برای عاشق شدن باید باور داشته باشیم که معشوق از جهاتی از ما سر است. زمانی که این عشق متقابل می شود، آیا تناقض ظالمانه ای به وجود نمی آید؟ «اگر او تا این حد فوق العاده است، چگونه می تواند عاشق کسی مثل من شود؟»
۱۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۵۸
___ سلوچ