کتاب، حرف میزند

۱۴ مطلب با موضوع «کتاب :: داستان خارجی» ثبت شده است

ماجرای مرذی که عاشق یک دختر قوزپشت میشود و قصه هم تمام میشود. سوییت دریمز :))

+مجبورم واسه تموم کردن هدف گودردیزم کتاب کوچیک زیاد بخونم امسال :))

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۴۳
___ سلوچ

میخواستم سطرهای طولانی اینجا درباره این کتاب بنویسم. کلی یادداشت برداری کردم اینور اونور که اینجا چی بنویسم اما مگه حالا اینجا معرفی و نقد حرفه ایه و کسی روی نظرات من میره کتاب بخره. دلی مینویسم. دلی میگم که چقدر کتاب رو دوست داشتم. چقدر ساده توضیح میداد هرآنچه مربوط به یک سرباز بود رو. رفت توی لیست کتابهایِ جان که بالا نوشتم :)

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۰۸:۵۷
___ سلوچ

داستان مردم خسته و زحمتکش. حکایت غارتگری و ریاست و مغلوب شدن. کتاب داستانی برمبنای تاریخ اما پر از واژگان سمبلیک است. گرچه اشتباهی کتاب را به جای یک کتاب دیگر برداشتم اما حالا که خواندمش ناراضی نیستم. بهرحال باید از فوئنتس چیزی می خواندم :)

پشت جلد:

درخت پرتقال گیاهی پیوندی و دو رگه است و به واسطه همین پیوند است که بهه نسبت درخت نارنج، که گیاهی شرفی است میوه ای شیرین تر و پر آب تر دارد. درخت پرتقال روایت رویارویی، برخورد و درهم تنیدگی اقوام و فرهنگ هاست، تلاشی است برای کاویدن خاستگاه ها و ریشه های ملت های امروز و نگاهی است عمیق به تاریخ از دریچه دوق و خلاقیت ادبی. اگر نگوییم کارلوس فوئنتس در این اثر بیشترین آزادی عمل را به قلم خود داده است، می توانیم با اطمینان بگوییم یکی از آزادانه ترین آثارش را خلق کرده است تا نگاه سنتی به تاریخ را به پرسش بگیرد. فوئنتس این گیاه را نماد مکزیک و اسپانیا می داند و درهم آمیختگی فرهنگ ها و خون ها را زمینه ساز ظهور و بالندگی ملت ها.

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۰۵
___ سلوچ

یادم میره گاهی چقدر کلاسیک خوندن رو دوست دارم. چقدر اون فضا و اون نثر مستحکم رو می پسندم. داستان عاشقانه یک جوان نجیب زاده نظامی که درگیر و دار چندین شورش عاشق می شود. همه ماها میدونیم که باید ببینیم داستان و ادبیات داستانی از کجا اومده و باید قطعا پیش از هرچیز به روسیه رجوع کنیم. از تولستوی و چخوف و گورکی پیش از این خونده بودم و حالا نوبت پوشکین رسیده بود. واقعا دوست داشتنی و دلنشین :)

۱۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۱۱
___ سلوچ

مجموعه از هفت داستان کوتاه از داستایفسکی آشنا با رمان های طولانی. خود سایت نشر ماهی که این کتاب را منتشر کرده این چنین درباره رویای آدم مضحک توضیح داده است: در بررسی آثار هنرمند گران‌سنگی مانند داستایفسکی معمولاً به سراغ آثار بزرگ او می‌روند، اما در آثار کوتاه او می‌بینیم که تمامی جهان داستایفسکی با وضوحی خیره‌کننده و درخششی گوهرآسا بازتاب می‌یابد. داستان‌های مجموعه‌ی رؤیای آدم مضحک به دوره‌های مختلفی از فعالیت ادبی نویسنده تعلق دارند. داستان‌های «آقای پروخارچین» و «پولزونکوف» تلاش نویسنده را برای ایجاز در بیان نشان می‌دهد. در «دزد شرافتمند» برای نخستین‌بار با ایده‌ای روبه‌رو می‌شویم که بعداً در جنایت و مکافات پرورش می‌یابد. «درخت کریسمس و ازدواج» شاید از لحاظ هنری کامل‌ترین داستان داستایفسکی در دوره‌ی اول نویسندگی‌اش باشد. «ماری دهقان» شرحی واقعی از زندگی داستایفسکی در زندان است. داستایفسکی در پوشش طنزِ داستان «کروکودیل» به جریان‌های غرب‌گرا و علم‌پرستان حمله می‌کند. در داستان «رؤیای آدم مضحک» با داوری نهایی داستایفسکی درباره‌ی انسان روبه‌رو می‌شویم.

اما با همه این تعریفها فکر میکنم که خواندن جنایات و مکافات در اولویت باشد نسبت به این مجموعه داستان کوتاه هایی که شاید برای خود فئودور هم فرم غریبانه ای داشته باشد

رویای یک آدم مضحک

۱۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۶ ، ۱۳:۱۶
___ سلوچ

رمان نویسی فلسطینی با غسان کنفانی شکوفا می شود. بزرگ مردی که برای کشورش جان داد و چندین رمان و داستان خوب از خود و ملتش به جا گذاشت. یک سخنگوی جبهه ملی به جهانیان که عمر کوتاهی داشت. قابل احترام ...

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۶ ، ۱۹:۴۸
___ سلوچ

داستان پسربچه ای که متفاوت از دیگران تخیلات غریبی دارد. گمان میکنم بوبن را بتوان نه نویسنده داستانهای عامه پسند شناخت؛ بلکه داستانهایی آرام و معمولی اما وادارکننده به فکر و ماجراهای بزرگی که در پس داستانهایش اتفاق می افتد.

گمان نمیکنم دیگر دلم بخواهد از کریستن بوبن چیزی بخوانم :))

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۶ ، ۰۹:۲۱
___ سلوچ

اونقدر توی ذهنم تصویر بدی به جا گذاشت که فقط دوست دارم چند روز و هفته بگذره تا یادم بره چی خوندم. رسما موقع خوندن قلبم هزارتا میزد و کلی وحشت زده شده بودم. داشتم الان برای دوستی کامنت میذاشتم که انگار شکنجه میدادن آدمو موقع خوندنش :/

عکس هم خودم اصلا نگرفتم از بس یه جوری مور مورم شد. ولی عکس این دوستمون قشنگ بود، امیدوارم عکسشونو میذارم ناراحت نشن :)

حالا واسم سوال شد چرا خدایا پیمان خاکسار اینقدر پرکاره؟ چجوری میتونه اصن. کی وقت میکنه اینهمه ترجمه میکنه :/

اینجا وبلاگ عکس

۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۶ ، ۰۸:۳۶
___ سلوچ
روی جلد کتاب نوشته پنج داستان موسیقی و شب. پنج داستان دور برای من شرقی. پنج داستان دور برای من که موسیقی جایگاه بسیار کمی در زندگیم دارد. پنج داستان عمیقا احساسی و حزن آلود برای درک کردن انسانهایی که شبیه من نیستند. همیشه فکر میکردم کتابهایی که آدم میتواند خودش را به جای شخصیت ها بگذارد و با آن دید کتاب را بخواند جذاب ترین کتابهاست اما انگار می شود صرفا به عنوان یک خواننده کتاب به دست و یک خواننده ای که از بالا شاهد همه اتفاقات گذرا در موقعیت مکانی و زمانی قصه هاست، لذت برد از این واژه ها.
در آخر دوباره ممنونم از padme عزیز که این انتخاب خوب را داشت و درست وقتی برایم فرستاد که همان روزها ایشی گورو نوبل ادبیات را گرفت.


قسمتی از کتاب:
شطرنج بازی می کنی؟ من بدترین شطرنج باز دنیا هستم. اما قشنگ ترین شطرنج را دارم...
۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۶ ، ۰۸:۴۵
___ سلوچ

به قول دوستی چقدر این کتاب میتونه پر از انگیزه و امید بکنه وجود آدمو. کوتاه و تاثیرگذار. من نسخه نشر آموت رو خوندم که انگلیسی بسیار روان و ساده ای هم داشت

۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۰۸:۵۳
___ سلوچ