کتاب، حرف میزند

۵۷ مطلب با موضوع «کتاب» ثبت شده است

ماجرای مرذی که عاشق یک دختر قوزپشت میشود و قصه هم تمام میشود. سوییت دریمز :))

+مجبورم واسه تموم کردن هدف گودردیزم کتاب کوچیک زیاد بخونم امسال :))

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۴۳
___ سلوچ

میخواستم سطرهای طولانی اینجا درباره این کتاب بنویسم. کلی یادداشت برداری کردم اینور اونور که اینجا چی بنویسم اما مگه حالا اینجا معرفی و نقد حرفه ایه و کسی روی نظرات من میره کتاب بخره. دلی مینویسم. دلی میگم که چقدر کتاب رو دوست داشتم. چقدر ساده توضیح میداد هرآنچه مربوط به یک سرباز بود رو. رفت توی لیست کتابهایِ جان که بالا نوشتم :)

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۶ بهمن ۹۶ ، ۰۸:۵۷
___ سلوچ

بی آنکه هق هق گریه های امپراتور را شنیده باشم به سراغ خنده هایش رفتم. خسته از فضای کتابهای تلخ قبلی بودم و حس کردم کمی نشاط می تواند خوب باشد اما گمانم رضا احسان پور عزیز جز سوءاستفاده و شوخی با اعتبار فاضل نظری کار دیگری نکرده بود و به سختی می شد بیت طنزی داخل کتاب پیدا کرد.

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۶ ، ۱۵:۵۵
___ سلوچ

همه ما مثل هم زمان رو درک و حسش میکنیم؟همه ما به یک نحو به یاد میاریمش یا که هرکی تا یه جایی پیش رفته گذشته و حال و آیندش یه تقسیم بندی دیگه ای داره و با یکی که مثل خودش پیش رفته باشه شریک میشه؟ 

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۱۳
___ سلوچ

داستان مردم خسته و زحمتکش. حکایت غارتگری و ریاست و مغلوب شدن. کتاب داستانی برمبنای تاریخ اما پر از واژگان سمبلیک است. گرچه اشتباهی کتاب را به جای یک کتاب دیگر برداشتم اما حالا که خواندمش ناراضی نیستم. بهرحال باید از فوئنتس چیزی می خواندم :)

پشت جلد:

درخت پرتقال گیاهی پیوندی و دو رگه است و به واسطه همین پیوند است که بهه نسبت درخت نارنج، که گیاهی شرفی است میوه ای شیرین تر و پر آب تر دارد. درخت پرتقال روایت رویارویی، برخورد و درهم تنیدگی اقوام و فرهنگ هاست، تلاشی است برای کاویدن خاستگاه ها و ریشه های ملت های امروز و نگاهی است عمیق به تاریخ از دریچه دوق و خلاقیت ادبی. اگر نگوییم کارلوس فوئنتس در این اثر بیشترین آزادی عمل را به قلم خود داده است، می توانیم با اطمینان بگوییم یکی از آزادانه ترین آثارش را خلق کرده است تا نگاه سنتی به تاریخ را به پرسش بگیرد. فوئنتس این گیاه را نماد مکزیک و اسپانیا می داند و درهم آمیختگی فرهنگ ها و خون ها را زمینه ساز ظهور و بالندگی ملت ها.

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۶ ، ۱۹:۰۵
___ سلوچ
از جنگ بوسنی فقط فیلم در سرزمین خون و عسل آنجلینا جولی را دیده بودم. هم این کتاب و هم آن فیلم به تجاوزات جنسی اشاره داشت. انگار فشار دادن خنجری در اعماق سینه یک مرد آنچنان که شایسته است نمی تواند درجه کثافت بار جنگ را نشان دهد و شهوت تمام نشدنی بشر با مالکیت جسمی به اوج خود می رسد. به راستی انسان چگونه موجودی است که گاه عاشقانه ترین مهربان ممکن می شود و گاهی سراپا نفرت است و وحشی گری. اینهمه تفاوت از کجا نشئت می گیرد. شهرنشینی و حکومت ها چه بلایی بر سر ما آورده اند. خدایی که قرار بود پیامبرانش را برای آرامش و صلح بفرستد و دنیا را پر کرد از ترکیبات اضافی مسلمان و یهودی و مسیحی چطور دلش به این اعمال راضی می شود؟


بخش هایی از کتاب:
کشور من شبیه اون مادریه که می بینه اونیفورم پسزش یه دگمه کم داره. با عجله دگمه رو می دوزه و بعدش پسرش رو خاک می کنه. کشور من همون پدریه که هرروز برای دختر هفت ساله ش که سیصد و چهل و شش روزه که مرده یه عروسک می سازه...کشور من تصویر یکی از رایج ترین فحش ها رو داره: ای لامصبِ بدمصبِ سگ مصب!
۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۱ ۱۲ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۱۸
___ سلوچ

ترجمه شعر؟ می شود ... نمی شود ... می شود ... نمی شود ...

این مجموعه شعر عربی انگار از آن دست نشدنی ها بود. همین چند ماه پیش بود که با یک تک جمله کوچک عاشق این شاعر سوری شدم و مجموعه اشعارش را از کتابفروشی برداشتم و حالا خواندمش و از کل مجموعه تک شعر پشت جلدشجلد بهترین بود که همینجا هم می نویسمش. اما بی انصاف نباشیم هیچ زبانی بیشتر از عربی به زبان الهه های زیبایی افسونگر نمی ماند :)

آنگاه که درباره تو می نویسم

با پریشانی دلنگران دواتم هستم

و باران کرمی که درونش فرو می بارد

و می بینم که مرکب

به دریا مبدل می شود

و انگشتانم به رنگین کمان

و غم هایم به گنجشکان

و قلم به شاخه زیتون

و کاغذم به فضا

و جسدم به ابر

خویشتن را در غیابت

از حضورت آزاد می کنم

و بیهوده با تبرم

بر سایه های تو

بر دیوار عمرم حمله می کنم

زیرا غیاب تو

خود

حضور است

چه بسا که برای اعتیاد من به تو

درمانی نباشد

به جز جرعه هایی از دیدار تو

در شریان من

۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۶ ، ۲۳:۴۷
___ سلوچ

یادم میره گاهی چقدر کلاسیک خوندن رو دوست دارم. چقدر اون فضا و اون نثر مستحکم رو می پسندم. داستان عاشقانه یک جوان نجیب زاده نظامی که درگیر و دار چندین شورش عاشق می شود. همه ماها میدونیم که باید ببینیم داستان و ادبیات داستانی از کجا اومده و باید قطعا پیش از هرچیز به روسیه رجوع کنیم. از تولستوی و چخوف و گورکی پیش از این خونده بودم و حالا نوبت پوشکین رسیده بود. واقعا دوست داشتنی و دلنشین :)

۱۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۱۱
___ سلوچ

گاهی واقعا حیف زمانی که بیخودی بگذاری روی یک مجموعه داستان ایرانی. همان بروم مدرسانم را بخوانم بهتر است 😐

۱۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۶ ، ۱۰:۳۶
___ سلوچ

تو این مدت که در اوقات فراغت و بیکاری کتابفروشی که متوسط روزی نیم ساعت هم بیشتر نمیشد کتابای زیادی رو مزه کردم. داستان برای من دقت می طلبید که با اومدن گاه و بیگاه مشتری های کتابخون امکانش نبود. فلسفه و علوم سیاسی که بدتر. شعر خوب بود اما در حال و هوای شعرخواندن نبودم. تا اینکه کتاب آقای سفیر را دیدم. مصاحبه و زندگینامه نوشت ها مناسب ترین نوع کتاب برای خواندن یک کتابفروش هستن :)

در وصف کتاب هم همین بس که آشنایی با جزئیات بسیاری از مذاکرات و منش تحسین برانگیز افرادی مثل دکتر ظریف به دل من و کلی از مخاطبان کتابفروشی که کتاب را در دست من دیدند و مایل به خواندنش شدند، نشست

آقای سفیر

۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۶ ، ۱۶:۳۱
___ سلوچ