کتاب، حرف میزند

۶ مطلب با موضوع «تو پرانتز» ثبت شده است

13. ترکی آذری یاد بگیرم

12. کلی فیلم خوب ببینم

11. تک تک شهرها و روستاها و مناطق ایران رو برم

10. پیاده روی کنم هرچی بیشتر

9. تو خونه م استخر داشته باشم

8. خوابگاهی بشم

7. سیبیل هیتلری یا به عبارتی چارلی چاپلینی بذارم

6. یک ماه صبح و ظهر و شب پیتزا بخورم

5. یه گروه از بچه های وبلاگ تشکیل بدم یه روز که دوستانه ترین رفاقت زندگی وار دنیا رو بشه باهاشون داشت درست مثل مانیکا و ریچل و فیبی و راس و چندلر و جویی بشیم

4. توسط یک پلنگ ماده خورده بشم

3. از تماشای فوتبال همچنان لذت ببرم

2. کلی کتاب خوب بخونم

1. عاشق دختری بشم که همه شماره های بالا رو بیخیال بشم واسه یه لبخندش

۳۹ نظر موافقین ۲۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۶ ، ۱۳:۲۳
___ سلوچ

ناامیدم کاملا اما میخونم همچنان ...

۲۱ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۶ ، ۱۳:۱۵
___ سلوچ

و بازگشت همه به سوی وبلاگ است :)

۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۶ ، ۰۷:۵۷
___ سلوچ
بی اندازه خوشحالم. گرچه بدنم خسته از عمل جراحی و روحم خسته از کلی رابطه احساسی چند روزه توی اتاق حبسم اما حس خوب وصف ناپذیری دارم. بی شک بلاگستان جزو بهترین خاطرات زندگیم همیشه خواهد موند. اینهمه دوست خوب همیشه حاضر و پایه برای هر کاری. امروز بسته پستی فاطمه جان اومد واسم. هیچوقت فکر نمیکردم به جز کتاب هدیه دیگه ای رو اونقدر خوب بدونم که حالمو خوش کنه ولی واقعا با اینکه کتاب نبود توی بسته ش و این ریسک بزرگ رو کرد، نفسمو تو سینه نگه داشت با این هدیه های خوب. یه بغل مجازی واسه دوست خوب فعلا مجازی :)
۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۹ آبان ۹۶ ، ۱۵:۴۴
___ سلوچ

سلام دوستان نازنینم

همه ما آدمها در طول زندگی کلی خبر تلخ که به دردمون میاره میشنویم. هممون میدونیم که روزهای غم انگیز و پر از غصه یعنی چی. ازتون میخوام که برام دعا کنین یک ماه دیگه با خوشحالی برگردم. شما دوستان گلم رو عاشقانه دوست دارم و به یک بغل بزرگ شما نیازمندم

پس فعلا همگی...

۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۶ ، ۲۱:۴۷
___ سلوچ
مثه همیشه داشتم صفحه گودریدزمو آپدیت میکردم که یهو بهم گفت چالش امسالتون هم کامل شد. به فاصه چهار ماه مونده تا پایان سال میلادی اون اندازه ای که اول سال پیش بینی کردم رو خوندم. فکر میکنم سال آینده باز ده تا کتاب به هدفم اضافه کنم. پیدا کردن یه شغل و  تموم شدن یه رابطه و مهمتر از همه شاید ایجاد این وبلاگ انگیزمو چند برابر کرد. کتاب، بی نظیره. مثه موج دریا میبرتتون اینور اونور. میتونین کاملا فضاسازی رو خودتون انجام بدین. تصویرگر فضاها و شخصیت ها باشین. میشه با خوندن، به جای هزاران شخصیت نفس کشید. تجربه زندگیمون کلی بالا میره و خیلی ساده هروقت دلمون گرفته بود، حالمونو خوب میکنه.


چندوقت پیش توی برنامه خندوانه شنیدم که مهمونشون که از اهالی فرهنگسرای ادب هم بود، داشت میگفت، شکسپیر بیست هزار واژه به واژگان انگلیسی اضافه کرده و فردوسی خودمونم با همه محدودیت های سبکیش 9000 واژه رو آماده استفاده ما قرار داده اما نتیجه ش این شده که، انگلیسی ها 4500 واژه توی دایره لغات روزمره شون دارن و ما ایرانی ها به طور متوسط فقط 700 واژه. نتیجه این کمبود کلمات میشه سکوت به جای سخن. میشه سخت منظور رو بیان کردن، کمتر و کمتر ارتباط برقرار کردن. میشه فاصله گرفتن روز به روز ما از همدیگه...
نمیخواستم اصلا شعار بدم و هدفم این نبود. فقط خواستم یادآوری کنم که اگه خودمون رو دوست داریم باید کتاب بخونیم :)
۸ نظر موافقین ۷ مخالفین ۱ ۱۲ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۰۰
___ سلوچ