کتاب، حرف میزند

تو پرانتز 4

دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۳:۴۴ ب.ظ
بی اندازه خوشحالم. گرچه بدنم خسته از عمل جراحی و روحم خسته از کلی رابطه احساسی چند روزه توی اتاق حبسم اما حس خوب وصف ناپذیری دارم. بی شک بلاگستان جزو بهترین خاطرات زندگیم همیشه خواهد موند. اینهمه دوست خوب همیشه حاضر و پایه برای هر کاری. امروز بسته پستی فاطمه جان اومد واسم. هیچوقت فکر نمیکردم به جز کتاب هدیه دیگه ای رو اونقدر خوب بدونم که حالمو خوش کنه ولی واقعا با اینکه کتاب نبود توی بسته ش و این ریسک بزرگ رو کرد، نفسمو تو سینه نگه داشت با این هدیه های خوب. یه بغل مجازی واسه دوست خوب فعلا مجازی :)
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۸/۲۹
___ سلوچ

نظرات  (۶)

خیلی قشنگ و جالبه
پاسخ:
:)
الآن دیگه بهترید ایشالا. :)
پاسخ:
آره خیلی :)
۲۹ آبان ۹۶ ، ۲۲:۱۹ Fatemeh シ‌‌‌‌‌
🙈🙈🙈🙈
الان که دارم می‌بینم، چه پلنگ خشنی‌ هم هست 😂😂
پاسخ:
هرچی خشن تر بهتر 😅
خشمی چنین میانه ی میدانم آرزوست! :|
[اشاره به پلنگ خشن]
پاسخ:
اوه عجب ناشناش خشنی :))
چه هدیه هایی😍خوشبحالتون♡
الآن حالتون بهتره؟
پاسخ:
آره واقعا خیلی خوبن
شکر بدتر نیستم :)
رو اون قاب نوشته زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست
بعد پلنگه هم زل زده تو چشمام میگه اگه غم بخوری خودم میخورمت:|
خیلی خوبه بزارشون کنار هم:))
پاسخ:
:دی
هدیه فاطمه س از همین بچه های بلاگستان
پلنگه البته داره به من میگه بیا اینجا یه ماساژ حسابی بده مارو :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">