کتاب، حرف میزند

شبانه ها

شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۵ ق.ظ
روی جلد کتاب نوشته پنج داستان موسیقی و شب. پنج داستان دور برای من شرقی. پنج داستان دور برای من که موسیقی جایگاه بسیار کمی در زندگیم دارد. پنج داستان عمیقا احساسی و حزن آلود برای درک کردن انسانهایی که شبیه من نیستند. همیشه فکر میکردم کتابهایی که آدم میتواند خودش را به جای شخصیت ها بگذارد و با آن دید کتاب را بخواند جذاب ترین کتابهاست اما انگار می شود صرفا به عنوان یک خواننده کتاب به دست و یک خواننده ای که از بالا شاهد همه اتفاقات گذرا در موقعیت مکانی و زمانی قصه هاست، لذت برد از این واژه ها.
در آخر دوباره ممنونم از padme عزیز که این انتخاب خوب را داشت و درست وقتی برایم فرستاد که همان روزها ایشی گورو نوبل ادبیات را گرفت.


قسمتی از کتاب:
شطرنج بازی می کنی؟ من بدترین شطرنج باز دنیا هستم. اما قشنگ ترین شطرنج را دارم...

نظرات  (۳)

۱۵ مهر ۹۶ ، ۲۰:۱۸ آقاگل ‌‌
تا باشه از این دوستیا باشه. :-)
اعتراف میکنم تا همین پست اینستاگرامت نام این عزیز برنده نوبل رو هم نمی دونستم. 
پاسخ:
:)
منم خیلی وقت نیست که میدونم
موفق باشید!!!!!!!
به به چه عکسی چه نویسنده ای چه پستی
قابلتو نداشت:دی
پاسخ:
ممنونم ازت باز :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">