کتاب، حرف میزند

حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه

جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۸ ق.ظ
موضوعات جدید و نثر متفاوت اما در چارچوب قوانین داستان کوتاه، مستور را شاید از بهترین نویسندگان حال حاضر ما کرده است. چند سال پیش که روی ماه خدا را ببوس را خواندم، اصلا خوشم نیامد از آن همه سادگی اما امروز دقیقا به همین دلیل دلباخته اش شدم. این را گفتم تا یادم بماند گذر زمان سلیقه خود تنهایمان را چقدر عوض میکند.


قسمتی از کتاب:
به نظر من آدم ها به این دلیل آدم می کشند چون این دنیا عوضی است و دنیا ببه این دلیل عوضی است چون آدمهاش می توانند عین آدامس جویدن آدم بکشند

نظرات  (۲)

چه قدر حس خوبی بهش دارم 
میره تو لیست:)

+برای بار هزارم در بلاگستان میگیم:
ما ادما گاهی یادمون میره از گل ساخته شدیم و با قطره ای اب تغییر میکنیم
یعنی بد به روزی که من گیییییر بدم به یه جمله و همه پست ها هم محوریت تغییر سلیقه داشته باشه:-D 

پاسخ:
تغییر همیشه هم آسون نیست
۱۴ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۶ آقاگل ‌‌
داستان آخرش رو هم خوندی یقینن. به شیوه چت کردن بود داستان. در نوع خودش داستان جالبی بود. البته به غیر از اینا یک چیز دیگه این کتاب رو برای من خیلی خیلی دوست داشتنی میکنه اونم اینکه کتاب مال یکی از مهم ترین آدم های زندگیم بوده ولی الان خودش متاسفانه دیگه نیست.(نبودن از اون نوع که حافظ میگه گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود) 
پاسخ:
آره داستان آخرش اتفاقا داستان محبوب من بود
هشتگ مواظب مهمترینامون باشیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">