کتاب، حرف میزند

گنبد کبود

شنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۱۷ ب.ظ
جو غالب داستان های امروز فارسی فضایی رئال و متکی به تکنیک روایت است. گفتگو های سریعی که تاثیر دنباله دار در ذهن مخاطب ایجاد نمی کنند. حال این میان جریان سیال ذهن نه فقط در متن که در زمینه فکری نویسنده نیز رهاست. به قول شیوا بهره مند سعی اسدی در این کتاب بر ایجاد فضایی معلق میان واقعیت و وهم است. فضایی تیره و رعب آور. فکر میکنم شبیه آن است که به یک بیمار اوتیسمی که علاقه وافری به نوشتن دارد قلم بدهی و بگویی در طول هشت دقیقه هشت داستان برایت بنویسد و او به واسطه ذهن بی نظیرش بوطیقای شخصی و روان پریش خود را روی کاغذ بیاورد.


همین اوایل تیرماه 96، کورش اسدی خودکشی کرد. داشتم نظر نویسندگان و اهالی قلممان را درمورد مرگ اسدی می خواندم. اینکه یوسف علیخانی مرگش را قابل انتظار توصیف کرده بود. یا جمله حامد اسماعیلیون که گفته بود نویسنده ایرانی برای مُردن، در سکوت و تنهایی زندگی می کند. یا  این نقل قول از حسن محمودی: «کورش اسدی، تمام جور و جفایی را چشید که بر حق داستان ایرانی رفت. چشم‌مان را با عزت و شکوه بدرقه کنیم.»

+ از سمر خانوم واسه معرفی های خوبشون ممنونم :)
++ شما هم معرفی کنید :)

نظرات  (۹)

باشد که رستگار شویم بیشتر داستان ایرانی بخونیم.
پاسخ:
آره همین اگه میخوندیم خودشو نمیکشت لابد :))
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۳ 🌸🌸 سَـمَـــر 🌸🌸
تموم کردی؟
چرا عکس نگرفتی؟
دوسش نداشتی؟
- هنوز جزو تاپ تن قلبمه لامصب -_-
- یه نگاهی به تاریخ انتشار کتاباش بنداز بعد داستان وادی وهم رو بخون.

- بعد شاعر میگه: هر که او بیدارتر پردردتر هر که او هوشیارتر رخ زردتر... وقتی خودکشی همش این میومد تو ذهنم... 
- دیر کشفش کردم. زود رفت :(
پاسخ:
آره
عکس گرفتم که. نکنه باز نمیکنه؟
چرا چرا. مگه میتونم دوسش نداشته باشم :)
+ خوبه که
آره چشم حتما

- من یاد صادق هدایت می افتادم همش
- هستن هنوز خیلیاها شبیهش. کشفشون کن (خودم هم منظورم نیست به خداا)
:دی
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۳ بهــ ــار..
:| 
باور کنید خیلی سعی میکنم بهتون حسودیم نشه :|
پاسخ:
منم به تو حسودیم میشه
کاش سال کنکور بودم باز
کاش
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۴۳ 🌸🌸 سَـمَـــر 🌸🌸
نه همچنان مشکل داره عکسا -_-

اتفاقن ایشونم مثل تو شروع کرده. اگه خودکشی نمکنی ادامه بده حتمن نوشتنو :د 
پاسخ:
مشکل از گیرنده س
یه دو تا نیشگون بگیر از لپتاپت بلکه درست شد

نمیدونم کی از آینده خبر داره :)
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۴۴ 🌸🌸 سَـمَـــر 🌸🌸
میدونی منظورم این بود بعد 87 و  بعدش 88 دیگه کتاب ننوشته و بعد این کتاب رو منتشر کرده. وادی وهم منو عجیب یاد اون روزا میندازه.
پاسخ:
کدوم روزا :))
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۵۳ 🌸🌸 سَـمَـــر 🌸🌸
روزای فتنه . ایش -_-
پاسخ:
روزای سبز :)
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۵۸ بهــ ــار..
هعیییی -_-
پاسخ:
ناراحت نباش دخترم میگذره :)
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۴۰ مریــــ ـــــم
وافعا؟
چرا خب
ای بابا
پاسخ:
نمیدونم خب منم
اما به قول دوست عزیزی
اینایی که خودشون رو میکشن رو خدا نباید شکنجه شون بده. اینا رو خدا باید سفت بغل کنه
من دوران جدید داستان نویسی فارسی رو دوست دارم :) 
بهدنظرم وارد مسیر خوبی شده.
پاسخ:
میدونی به نظرم ناخواسته و با توجه به شرایط زمان و علایق مردم هنر هم خودش رو تغییر میده.
منم خوشم میاد از داستانهای امروز و دیروز و فردا :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">