کتاب، حرف میزند

روباه شنی

دوشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۲۸ ق.ظ

و این هم از سومین و آخرین کتاب از مجموعه کتاب های داستانی محمد کشاورز. مدت ها بود که داستانی به این صلابت ندیده بودم. شروع های بی نظیر و میخکوب کننده تمامی داستان های مجموعه، فضاسازی عجیب غریب و همزادپنداری خواننده با شخصیت ها، دخالت داده شدن ناخودآگاه خواننده برای حدس ادامه داستان و غافلگیری مدام او و در نهایت پایانی کاملا دلنشین که تا مدتها خواننده را به فکر کردن وا می دارد. این میان داستان پلنگ صورتی را سوت بزن طنز تلخ و در عین حال لبخند بر لب آوری داشت که به دل من خیلی نشست. خلاصه عرض کنم، پیش از این برو ولگردی کن رفیق را بهترین کتاب چند سال اخیر از نویسندگان داخلی می دانستم حال روباه شنی جایگاه مهدی ربی و آن کتابش را از آن خود کرد.


بند آغازین داستان هشت شب، میدان آرژانتین:

پناه می برم به وب گردی های شبانه. شبی که از غروب دلم لرزیده برای صدای لرزان دخترم که آن سوی خط گریه می کند. با کسی دعوا دارد. کسی که داد و بیداد می کند. صدا را می شناسیم. صدای شوهرش است. سارا را صدا می زنم. اما او دارد جواب شوهرش را می دهد. من صدا می زنم. داد می زنم. اما انگار نمی شنود. انگار کسی گوشی را از دستش می گیرد و پرت می کند گوشه ای، اما آنقدر نزدیک که صدای دعوا را می رساند. صدای شکستن را. گویی گلدانی، آینه ای، یا جام پنجره ای فرو می ریزد. از ضربه پرتاب چیزی. صدای جیغ. صدایی که از کارد حرف می زند و از کشتن. بی در کجا و دست و پا گم کرده می چسبم به گوشی تلفن.

نظرات  (۶)

اصلا از این نویسنده کتابی نخوندم
پاسخ:
منم تا همین دو هفته پیش نخونده بودم. دختر عموم گفت نویسنده شیرازیه میریم نشست ها داستان میخونه و با سواده و اینا. دیگه رفتم خریدم خوندم. انصافا هم نویسنده تواناییه. مخصوصا همین کتاب آخرش روباه شنی
۰۹ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۳۱ مریــــ ـــــم
قالب نو مبارک
پاسخ:
نو که نیست اولین قالب بیانه
ولی ممنونم :)
اول اینکه خوبه که دست از سر اون قالب چرک برداشتی :)
.
دوم هم اینکه فکر کنم اولین باریه که یک نفر یک کتاب توی وبلاگش معرفی میکنه و میگم و اعتراف میکنم راغب شدم بخونمش. 
این هر چند روز از یک کتاب و فیلم نوشتن باعث شده ما هم سر ذوق بیایم و شبانه لااقل چند صفحه کتاب بخونیم. از کتاب هایی هم شروع کردم که چندین ساله دارن خاک میخورن تو کتاب خونه.

پاسخ:
باز خداروشکر یه کمکی کردیم :)
آخه من عموما واسه کتاب نویسنده های ایرانی پول نمیدم :) خسیسم
امانت میگیرم میخونم بر میگردونم :)
پاسخ:
خساست که توی خون هممون هست. ولی به نظرم پول دادن واسه نویسنده ایرانی بهتره. پیشرفت همیشه نیازمند حمایته
۰۹ مرداد ۹۶ ، ۲۳:۰۵ 🌸🌸 سَـمَـــر 🌸🌸
از فردا تو اتوبوس گردیام شروعش میکنم
پاسخ:
میشه مگه تو اتوبوس؟
بیشتر برا اینه که پول زیادی نمی تونم به خریدن کتاب اختصاص بدم چون درآمدی ندارم، در نتیجه اولویت بندی می کنم و اولویتش هم همیشه با رمان خارجیه:)
پاسخ:
راس میگین حق با شماست 
قطعا اونا ارزشمندترن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">